تبليغاتX
با تسنیم تا بی نهایت


با تسنیم تا بی نهایت

http://www.ensan7631.blogfa.com

آيا مي دانيد؟؟؟؟؟؟؟ هنگامي که شما در حال حمل قرآن باشيد ، شيطان دچار درد شديد در سر ميشود و هنگام باز کردن آن ٬ قرآن شيطان را تجزيه مي کند و هنگام خواندن قرآن ، به حالت غش فرو ميرود .. و خواندن قرآن باعث در اغما رفتنش ميشود ....... و آيا شما مي دانيد که هنگامي که مي خواهيد اين پيام را به ديگران بگوئید ، شيطان سعي خواهد کرد تا شما را منحرف کند؟

نوشته شده در شنبه هشتم بهمن 1390ساعت 12:52 توسط مائده | |

این همان دریای عجیبی است که در قرآن آمده است!!


در شهر توریستی اسکاگن این زیبایی را می توانید در سجیه دید، این شمالی ترین شهر دانمارکیهاست، جایی که دریای بالتیک و دریای شمال بهم میپیوندند. دو دریای مختلف با هم یکی نمی شوند و بنابرین این راستا بوجود می آید.


سورة مبارکه الرحمن


مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیانِ (۱۹) بَیْنَهُما بَرْزَخٌ لا یَبْغِیانِ (۲۰) فَبِأَیِّ آلاءِ رَبِّکُما

 تُکَذِّبانِ (۲۱) یَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ (۲۲)

۱۹٫ دو دریا را به گونه ای روان کرد که با هم برخورد کنند.۲۰٫ اما میان آن دو حد فاصلی است که به هم تجاوز نمی کنند.۲۱٫ پس کدامین نعمتهاى پروردگارتان را انکار مى‏کنید؟ ۲۲٫ از آن دو، مروارید و مرجان خارج می ‏شود.
سوره مبارکه فرقان آیه ۵۳:

« و هو الذی مَرَجَ البحرینِ هذا عَذبٌ فُراتٌ و هذا مِلحً اُجاجً وَ جَعَلَ


بَینَهمابَرزَخا و حِجراً مَهجوراً»


و اوست کسی که دو دریا را موج زنان به سوی هم روان کرد این یکی شیرین و آن یکی شور و تلخ است ومیان آندو حریمی استوار قرار داد.




منبع:http://www.b-esm20.blogfa.com/

نوشته شده در چهارشنبه پنجم بهمن 1390ساعت 12:17 توسط مائده | |

قرآن‌هايمان را سوزاندند ولي دم بر نياوريديم

 

كلام خدا را پاره پاره كردند ولي آب از آب تكان نخورد.

 

امانت پيامبر را زير پا لگد كردند ولي هيچ كس صداي والسلاما سرنداد.

 

قرآن‌هايمان را سوزاندند و نگران حقوق مصرف كنندگانيم، كه مبادا قيمت كالاها بالا و پايين شود و غوغا به پا شود.

 

مبادا كالاهايي كمياب شود و بلوا به پا شود.

 

قرآن‌هايمان را سوزاندند و ما دنبال منشور حقوق بشر كوروش هستيم ، كه بعداز سال‌ها به سرزمين پدري بازش گردانديم و آن ‌همه رونمايي و بازديد عموم راه انداختيم‌ آن هم فقط براي 4 ماه.... !!!

 

قرآن‌هايمان را سوزاندند و ما تازه یادمان افتاد حضرت علی (ع) و امام حسین (ع) عرب بوده اند و تبلیغات ضد اعراب راه انداختیم ... فردا نغوذ باالله همین عده میگویند خداوند هم نام و کلامش عربی است !!!!! وای بر ما ...

 

قرآن‌هايمان را سوزاندند و ما نگران خانم جاسوسي هستيم كه از كشور محترم آمريكا تشريف آوردند و مختصري جاسوسي فرموند و متاسفانه گيرافتادند و حالا قرار است با وثيقه آزاد شوند... !!!

 

قرآن‌هايمان را سوزاندند. ما نگران هدفمند كردن يارانه‌ها هستيم و دل توي دلمان نيست كه از اين به بعدچه جوري قبض آب و برق كه تا حالا مفت بود بپردازيم و دهها كميسيون و ميزگزد تشكيل داديم كه مبادا مردم بدون آگاهي دچار هدفمندي شوند.

 

قرآن‌هايمان را سوزاندند. ما نگران رای گیری اینترنتی خلیج فارس یا خلیج عربی هستیم !!! حال آنکه هر چه داشته ایم تقدیم حامیان خیلج عربی کرده ایم !!!

 

قرآن‌هايمان را سوزاندند و آقاي وزير امور خارجه طوري كه به گوشه قباي كسي برنخورد گفت؛ سران كشورهاي غربي بايد جوابگو باشند و موضع خود را مشخص كنند.

و اين تنها صدايي بود كه از مهمترين كشور حامي قرآن بلند شد !!!

 

واي به حال ديگران كه ادعايي ندارند.

 

چه خوب امانت داري كرديم و چه خوب احترام كلام خدا را نگهداشتيم.

 

يا صاحب الزمان سرت سلامت...

 

مثل اينكه باز اهل كوفه خيانت كردند و این بار کلام الله تنها ماند.

 

مثل اينكه باز نشان داديم، چندان هم منتظر آمدنت نسيتيم، چندان هم اوضاع بد و وخيم نيست.

 

هنوز مي توان به همين وضعيت چند صباحي صبركرد و ......

 

گويا بدون شما هم مي توان زندگي كرد.... !!

 

امیر حجوانی - مارشال

نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم شهریور 1389ساعت 1:56 توسط مائده | |

روزها، وقتی سجاده ات را پهن می کنی، به آسمان خیره می شوی تا منتظر کمر خمیده و نورانی ماه شوی، کتاب دعایت را ورق می زنی و می بینی که جای جای آن رحمت خداوند گسترانیده شده است. خداوند به تو می گوید گناهانت را می آمرزم، اگر چه به تعداد قطرات باران و برگ درختان و کف دریاها باشد.

جای دیگر، تو را صدا می زند و بشارت می دهد که نجات یافتی؛ از هر شدت و سختی. گویی این جواب همان نمازیست که خواندی.

آری، رمضان، لحظه لحظه اش رحمت خداوند است.


به خدا قسم، خداوند از مردم جز دو خصلت و خوی نخواسته: به نعمت ها اعتراف کنند که برای ایشان می افزاید، و به گناهان اقرار نمایند که آنها را می آمرزد. " حضرت امام محمد باقر(ع)"

خدایا! گناهان روزمره ی مرا ببخش.

بار خدایا! از کارهایی که کرده ام به تو پناه می برم از جمله:

1. از این که حسد کردم.

2. از این که تظاهر به دانستنی کردم در حالی که اصلا نمی دانستم.

3. از این که زیبایی قلمم را به رخ کسی کشیدم.

4. از این که شکمم سیر بود و یاد گرسنگان  نبودم.

5. از این که مالی را که به تو تعلق داشت، از آن خودم حساب کردم.

6. از این که مرگ را فراموش کردم.

7. از این که قاه قاه خندیدم و سختی آخرت را فراموش کردم.

8. از این که در راهت سستی و تنبلی کردم.

9. از این که عفت زبانم را به لغات بیهوده آلودم.

10. از این که برای دوستم آرزوی کفر کردم که ایمانم نمایان تر شود.

11. از این که به کسی دروغ گفتم، در صورتی که آن جا حق این بوده است که راست بگویم.

12. از این که منتظر بودم تا دیگران به من سلام کنند.

13. از این که دیگران را به کسی خنداندم، غافل از آن که خود خنده دار تر از همه هستم.

14. از این که چشمم گاه به ناپاکی آلوده شد.

15. از این که زبانم گفت بفرمایید؛ ولی دلم گفت نفرمایید.

16. از این که منتظر تعریف و تمجید دیگران بودم، غافل از این که تو بهتر از دیگران می نویسی و با حافظه تری.

17. از این که غیبت دوستم را کردند و من از ته قلب خوشحال شدم.

18. از این که شکر نعمت را به جا نیاوردم و دلم می خواست کاش زیباتر و غنی تر بودم.

19. از این که نمازم را بی معنی خواندم و حواسم جای دیگری بود، در نتیجه دچار شک در نماز شدم.

20. از این که فراموش کردم باید خداگونه شوم، بلکه دوست داشتم کاری بکنم که شبیه دیگری بشوم.

21. از این که "شاید امروز آخرین روز عمر من باشد " را در کارهایم دخالت ندادم.

22. از این که حجاب چشم، گوش، دست و پا و دل را فراموش کردم.

23. از این که روزه خواری کردم.

24. از این که حرفی را به کنایه یا طعنه و یا زخم زبان زدم.

25. از این که برای کسی از روی کینه، دعای بد یا نفرین کردم.

26. از این که از هنر یا استعداد "فی سبیل الله " استفاده نکردم.

27. از این که مقامی به دست آوردم و دامنگیر غرور شدم.

28. از این که تعهد کردم که مواظب اعمالم باشم، ولی نشدم.

29. از این که در سختی ها ابتدا به مادیات متوسل شدم نه به "خدا "

30. از این که چیزی بلد نبودم و از سوال کردن آن عار داشتم.

"گناهان (مانند) درد و بیماری اند و دوای آنها طلب آمرزش از خداست و شفا و بهبودی موقعی است که دیگر به سوی گناه بازگشت نشود."   امام علی (ع)

نوشته شده در سه شنبه دوم شهریور 1389ساعت 19:8 توسط مائده | |

- دعا و استغفار

الحدیث:

قال على بن ابیطالب(ع):

»علیكم فى شهر رمضان بكثرة استغفار و الدعاء فاما الدعا فیدفع عنكم به البلاء و اما الاستغفار فتمحى به ذنوبكم. (1)

ترجمه: بر شما باد در ماه رمضان به استغفار و دعاى زیاد. اما دعاهاى شما دافع بلا از شماست. و اما استغفار شما از بین برنده گناهان است.

توضیح:

از وظایف روزه داران در این ماه، دعا و درخواست‏حوایج از حضرت حق است كه بنده احساس نیاز به پیشگاه بى نیاز كرده، و دستهاى احتیاج خویش را به درگاه او دراز مى‏كند.

- روزهاى ماه رمضان

الحدیث:

قال رسول الله (صلى الله علیه و آله):

ایها الناس انه قد اقبل الیكم شهر الله بالبركة و الرحمة و المغفرة، شهر هو عند الله افضل الشهور، و ایامه افضل الایام و لیالى افضل اللیالى و ساعاته افضل الساعات. (2)

ترجمه:

اى مردم ماه خدا با بركت و رحمت و آمرزش به شما رو كرده است، ماهى است كه پیش خدا بهترین ماه است و روزهایش بهترین روزها و شبهایش بهترین شبها و ساعاتش بهترین ساعات.

- اعتكاف

الحدیث:

قال رسول الله (صلى الله علیه و آله):

اعتكاف عشر فى شهر رمضان تعدل حجتین و عمرتین. (3)

ترجمه: اعتكاف در یك دهه از ماه مبارك رمضان برابر با ثواب دو حج و دو عمره است.

توضیح:

در ایام و لیالى مقدسه‏اى، طبق روایات رسیده از ائمه معصومین (علیهم السلام) مستحب است كه هر مسلمانى در صورت امكان دهه آخر ماه مبارك رمضان را در مسجد معتكف شود، كه پیامبر اكرم(ص) در تمامى عمرش چنین مى‏كرد.

- تلاوت قرآن

بهترین اعمال در شبها و روزهاى ماه مبارك رمضان، تلاوت قرآن است. اگر چه تلاوت قرآن در تمام اوقات ثواب دارد، ولى چون قرآن در ماه رمضان نازل شده است، از اجر و ثواب ویژه‏اى برخوردار است چنانچه وارد شده:

الحدیث:

قال ابو جعفر (علیه السلام):

لكل شى‏ء ربیع و ربیع القرآن شهر رمضان (4)

ترجمه:

براى هر چیزى بهارى است و بهار قرآن رمضان است.

بنا بر این امتیازات قرآن به اعتبار نزولش در ماه رمضان از ماههاى دیگر بیشتر است.

الحدیث:

قال رسول الله (صلى الله علیه و آله):

من تلافیه آیة من القرآن كان له مثل اجر من ختم القرآن فى غیره من الشهور. (5)

ترجمه:

اگر كسى در این ماه یك آیه از قرآن تلاوت كند، ثوابش مثل كسى است كه در غیر ماه رمضان یك ختم قرآن كرده است.

- افطارى و صدقه دادن

الحدیث:

قال الباقر (علیه السلام)

یا سدیر، هل تدرى اى لیال هذه؟ فقال له نعم. جعلت فداك ان هذه لیالى شهر رمضان فما ذاك؟ فقال له اتقدر على ان تعتق كل لیلة من هذه اللیالى عشر رقاب من ولد اسمعیل؟ فقال له سدیر بابى انت و امى لا یبلغ مالى ذاك، فما زال ینقص حتى بلغ به رقبة واحدة فى كل ذلك یقول: «لا اقدر علیه فقال له: افما تقدر ان تفطر فى كل لیلة رجلا مسلما؟ فقال له: بلى و عشرة فقال له (علیه السلام):

فذاك الذى اردت یا سدیر، ان افطارك اخاك المسلم یعدل عتق رقبة من ولد اسماعیل علیه السلام. (6)

ترجمه:

اى سدیر! آیا مى‏دانى چه شبهایى است این شبها؟ سدیر گفت:

بلى فدایت گردم این شبها شبهاى ماه رمضان است، مگر این شبها چگونه است؟ امام (علیه السلام) فرمودند: آیا قدرت دارى هر شب از این شبها ده بنده از فرزندان اسماعیل (ع) را آزاد كنى؟ پس سدیر عرض كرد: پدر و مادرم به فدایت، ثروتم كفاف نمى‏دهد، پس امام پیوسته تعداد بنده‏ها را كم كرد، تا رسید به یكى در تمام این ماه، سدیر گفت: قدرت ندارم پس امام(ع) به او فرمود: آیا قدرت ندارى هر شب یك مسلمان روزه‏دارى را افطار دهى؟ سدیر عرض كرد: بلى تا ده نفر را هم مى‏توانم افطارى بدهم، پس امام به او فرمود:

اى سدیر همان است كه اراده كردى یعنى با افطارى دادن ده روزه‏دار به ثواب عتق و آزاد كردن ده بنده از اولاد اسماعیل (ع) نایل مى‏گردى.

توضیح:

خداوند انسان روزه‏دار را بر آنچه انفاق مى‏كند در خوردنیها و آشامیدنیها محاسبه نمى‏كند ولى در این امر «اسراف‏» نشود.

الحدیث:

عن ابى عبد الله علیه السلام:

من تصدق فى شهر رمضان بصدقة صرف الله عنه سبعین نوعا من البلاء. (7)

ترجمه:

هر كس در ماه رمضان صدقه‏اى بدهد خداوند هفتاد نوع بلا را از او دو مى‏كند.

پى‏نوشت‏ها:

1- امالى شیخ صدوق، ص 61

2- امالى شیخ صدوق، ص 93

3- وسائل الشیعه، ج 7، ص 397

4- وسائل الشیعه، ج 7، ص 218

5- امالى شیخ صدوق، ص 93

6- من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 134

7- بحار الانوار، ج 93، ص 316

رمضان، تجلى معبود (ره توشه راهیان نور) صفحه 92

جمعى از نویسندگان

نوشته شده در شنبه بیست و سوم مرداد 1389ساعت 18:29 توسط مائده | |

نوشته شده در دوشنبه پنجم بهمن 1388ساعت 21:19 توسط مائده | |

Design By : Night Melody